روز جهانی گردشگری، فرصتی برای بازاندیشی در آینده صنعتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر تحولات فناورانه قرار دارد. تأکید سازمان جهانی گردشگری بر هوش مصنوعی و بازطراحی گردشگری، بیانگر تغییری عمیقتر از ورود یک فناوری جدید است؛ تغییری که میتواند منطق انتخاب مقصد، سازوکار رقابت، الگوی سرمایهگذاری و شیوه حکمرانی گردشگری را دگرگون کند.
بازطراحی بازار؛ وقتی الگوریتمها در انتخاب مقصد نقش دارند
در گذشته، شهرت مقصد، تبلیغات و توصیههای انسانی سهم مهمی در انتخاب سفر داشتند؛ اما امروز سامانههای هوشمند میتوانند در شکلدهی ترجیحات گردشگر، طراحی برنامه سفر و پیشنهاد خدمات نقشآفرینی کنند. در چنین شرایطی، برخورداری از جاذبههای ارزشمند بهتنهایی برای رقابتپذیری کافی نیست؛ مقصد باید بتواند ظرفیتهای خود را به اطلاعات معتبر، محتوای قابل دسترس و تجربههای متناسب با نیاز بازار تبدیل کند.
بااینحال، یک مخاطره اساسی وجود دارد: الگوریتمهایی که بر شهرت و دادههای تاریخی تکیه میکنند، ممکن است مقصدهای پرتقاضا را بیشتر در معرض انتخاب قرار دهند و فرصت دیدهشدن مناطق کمترشناختهشده را محدود کنند. بنابراین، مسئله فقط رقابت برای جذب گردشگر نیست؛ چگونگی توزیع فرصت دیدهشدن در بازار دیجیتال نیز به موضوعی راهبردی تبدیل شده است.
حکمرانی هوشمند؛ از واکنش به پیشبینی و هدایت
هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای سفر، پیشبینی تقاضا، شناسایی الگوهای ازدحام و ارزیابی کیفیت خدمات، ظرفیت تصمیمگیری نظام مدیریت گردشگری را ارتقا دهد. اما فناوری بهخودیخود تضمینکننده توسعه پایدار نیست. بدون دادههای معتبر، نظارت انسانی، شفافیت و پاسخگویی، حتی ابزارهای پیشرفته نیز ممکن است به تصمیمهای نادرست یا تشدید نابرابری منجر شوند.
ازاینرو، ضرورت دارد سیاستگذاری گردشگری از مدیریت صرفاً واکنشی به حکمرانی پیشبینانه و هوشمند حرکت کند؛ حکمرانیای که در آن، حفاظت از حریم خصوصی، تنوع مقصدها، ظرفیت پذیرش محیطی و مسئولیتپذیری سامانههای دیجیتال، بخشی جداییناپذیر از برنامه تحول فناوری باشد. هوش مصنوعی باید پشتیبان تصمیم مدیران باشد، نه جایگزین مسئولیت انسانی و شناخت میدانی آنان.
توسعه فراگیر؛ فناوری برای توانمندسازی اقتصاد محلی
یکی از مهمترین معیارهای موفقیت گردشگری هوشمند، میزان دسترسی کسبوکارهای کوچک و جوامع محلی به فرصتهای جدید است. ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند به اقامتگاههای بومگردی، راهنمایان محلی، هنرمندان صنایعدستی و ارائهدهندگان تجربههای فرهنگی در معرفی خدمات، ارتباط چندزبانه با گردشگران و شناخت بازار کمک کنند.
اما این فرصت زمانی به توسعه فراگیر منجر میشود که آموزش، زیرساخت دیجیتال و دسترسی عادلانه به ابزارها فراهم باشد. در غیر این صورت، احتمال دارد شکاف میان کسبوکارهای برخوردار و فعالان کوچک عمیقتر شود. مردمیسازی اقتصاد گردشگری در عصر هوش مصنوعی، یعنی تبدیل فناوری به توان اقتصادی جوامع محلی، نه صرفاً افزایش قدرت پلتفرمهای بزرگ.
مازندران؛ آزمون عملی گردشگری هوشمند
برای مازندران، این تحول فرصتی جهت پیوند دادن ظرفیتهای ساحلی، جنگلی، روستایی، تاریخی و فرهنگی در قالب شبکهای متنوع از تجربههای گردشگری است. تدوین برنامه تحول دیجیتال گردشگری استان، ایجاد بانک اطلاعاتی معتبر مقصدها، توانمندسازی کسبوکارهای محلی و استفاده از دادهها برای مدیریت تقاضای فصلی و فشار بر زیرساختها، میتواند زمینهساز این تحول باشد.
معرفی هوشمند مقصدهای کمترشناختهشده نیز باید با رعایت ظرفیت محیطی، زیرساختی و اجتماعی آنها همراه شود تا توسعه بازار به تخریب منابع و تضعیف هویت محلی نینجامد.
سخن پایانی
هوش مصنوعی میتواند گردشگری را کارآمدتر، تجربه سفر را غنیتر و دسترسی به بازار را گستردهتر کند؛ اما تحقق این ظرفیت به انتخابهای آگاهانه در سیاستگذاری و مدیریت وابسته است. آینده گردشگری را نباید صرفاً با تعداد ابزارهای هوشمند یا سرعت ارائه خدمات سنجید؛ بلکه باید دید این فناوری تا چه اندازه به تنوع مقصدها، توانمندسازی جوامع محلی و توزیع متوازن فرصتهای اقتصادی کمک میکند.
بازطراحی واقعی گردشگری در عصر هوش مصنوعی، زمانی محقق میشود که فناوری در خدمت انسان، بازار در خدمت توسعه فراگیر و حکمرانی در خدمت پایداری مقصدها قرار گیرد.
دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری