اقتصاد دریا بدون گردشگری دریایی کامل نیست

سال‌هاست که «اقتصاد دریا‌محور» به یکی از کلیدواژه‌های اصلی سیاست‌گذاری توسعه در ایران تبدیل شده است. در اسناد بالادستی، برنامه‌های توسعه و سخنان مسئولان، بارها بر ضرورت بهره‌گیری از ظرفیت‌های دریا تأکید شده است؛ اما در عمل، اقتصاد دریا در ذهن بسیاری از تصمیم‌گیران همچنان به بنادر تجاری، حمل‌ونقل دریایی، شیلات، صنایع فراساحلی و صادرات محدود شده است. در این میان، حلقه‌ای مهم و اثرگذار کمتر دیده شده است؛ گردشگری دریایی.
این غفلت، صرفاً یک غفلت بخشی نیست؛ بلکه غفلتی راهبردی است. زیرا اقتصاد دریا زمانی کامل می‌شود که بتواند همزمان ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش فرهنگی و ارزش محیط‌زیستی تولید کند. گردشگری دریایی دقیقاً در نقطه تلاقی این چهار ارزش قرار دارد.
در جهان امروز، دریا دیگر فقط مسیر جابه‌جایی کالا نیست؛ مقصد سفر، بستر تجربه، عرصه سرمایه‌گذاری و میدان رقابت کشورها برای خلق ارزش افزوده است. درآمد ناشی از یک گردشگر دریایی تنها به فروش بلیت یک شناور محدود نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای از خدمات اقامتی، رستوران‌ها، صنایع‌دستی، حمل‌ونقل، رویدادهای فرهنگی، ورزش‌های دریایی، آموزش، بیمه، خدمات فنی و ده‌ها فعالیت دیگر را به حرکت درمی‌آورد. از همین رو، بسیاری از کشورها گردشگری دریایی را یکی از سودآورترین شاخه‌های اقتصاد آبی می‌دانند.
در ایران اما هنوز نگاه غالب، «ساحل‌محور» است نه «دریامحور». بخش عمده برنامه‌ها بر ساماندهی نوار ساحلی، ایجاد فضاهای تفریحی یا مدیریت حضور مسافران متمرکز است، در حالی که ارزش واقعی اقتصاد دریا از جایی آغاز می‌شود که فعالیت اقتصادی به پهنه دریا گسترش یابد. تفاوت میان این دو نگاه، تفاوت میان مصرف ظرفیت و خلق ظرفیت است.
استان‌های ساحلی، به‌ویژه مازندران، نمونه‌ای روشن از این شکاف هستند. میلیون‌ها مسافر هر سال به این استان سفر می‌کنند، اما بخش عمده هزینه‌کرد آنان در حوزه‌هایی انجام می‌شود که ارتباط مستقیمی با گردشگری دریایی ندارد. این بدان معناست که دریا، به‌رغم حضور دائمی در جغرافیای استان، هنوز به بازیگر اصلی اقتصاد گردشگری تبدیل نشده است.
یکی از دلایل این وضعیت، نبود زنجیره ارزش گردشگری دریایی است. توسعه این حوزه با خرید چند شناور یا ساخت یک اسکله محقق نمی‌شود. آنچه اهمیت دارد، پیوند میان زیرساخت، سرمایه‌گذاری، آموزش، بازاریابی، محیط‌زیست، فناوری، خدمات و مشارکت جوامع محلی است. هر حلقه‌ای که مفقود باشد، کل زنجیره از کارایی می‌افتد.
از سوی دیگر، باید از نگاه صرفاً عمرانی به گردشگری دریایی فاصله گرفت. توسعه واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که هر پروژه، بخشی از یک راهبرد ملی باشد؛ راهبردی که مقصد، بازار هدف، مدل اقتصادی، نظام حکمرانی، الزامات زیست‌محیطی و شاخص‌های ارزیابی آن از پیش تعریف شده باشد.
امروز پرسش اصلی این نیست که «چند کیلومتر ساحل داریم؟» پرسش اصلی این است که «از هر کیلومتر ساحل، چه میزان ارزش افزوده پایدار خلق می‌کنیم؟» این تغییر پرسش، آغاز تغییر پارادایم در سیاست‌گذاری است.
اقتصاد دریا بدون گردشگری دریایی، اقتصادی ناقص است و گردشگری دریایی بدون حکمرانی هوشمند، ظرفیتی بالفعل نخواهد شد. اگر قرار است سواحل ایران به پیشران توسعه ملی تبدیل شوند، باید گردشگری دریایی از حاشیه سیاست‌گذاری به متن برنامه‌ریزی اقتصادی کشور منتقل شود؛ نه به عنوان یک فعالیت تفریحی، بلکه به عنوان صنعتی دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین، سرمایه‌پذیر و آینده‌ساز.
بنابراین باید، دریا را نه فقط به‌عنوان یک مرز جغرافیایی، بلکه به‌عنوان بزرگ‌ترین سرمایه توسعه‌ای ایران بازتعریف کنیم؛ سرمایه‌ای که بدون جایگاه شایسته گردشگری دریایی، هرگز به تمامی ظرفیت خود دست نخواهد یافت.
دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری

اشتراک گذاری این مطلب در :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو

اشتراک گذاری این مطلب در :