صنعت گردشگری به عنوان یکی از بخشهای پیشران اقتصاد ملی، جایگاهی راهبردی در مسیر تحقق رشد اقتصادی پایدار، اشتغال زایی مولد، توسعه متوازن منطقهای و ارتقای تعاملات فرهنگی کشور دارد. این صنعت، به دلیل پیوند عمیق با سرمایههای فرهنگی، طبیعی و اجتماعی، میتواند نقش موثری در مردمیسازی اقتصاد و افزایش بهرهوری منابع ایفا کند. با این حال، ماهیت خدمات محور و وابستگی مستقیم گردشگری به متغیرهای اجتماعی، امنیتی و ادراکی موجب شده است که این بخش در برابر بحرانها و حوادث غیر مترقبه، از جمله شکنندهترین حوزه های اقتصادی باشد. ویژگی ای که در ادبیات تخصصی از آن به عنوان “صنعتی شیشهای” یاد میشود.
بحرات های اجتماعی، ناپایداریهای مقطعی، تنشهای محیطی و اختلالات امنیتی، حتی بدون بروز خسارات فیزیکی، میتوانند با تاثیرگذاری بر احساس امنیت و تصویر مقصد، جریان گردشگری را به سرعت دچار وقفه کنند. تجربههای داخلی و بین المللی نشان میدهد که گردشگری معمولاً نخستین بخشی است که در شرایط بحرانی با رکود مواجه میشود و آخرین بخشی است که به سطح پایداری باز میگردد. این واقعیت، ضرورت گذار از رویکردهای واکنشی و مقطعی به سمت مدیریت پیش بینانه، برنامه محور و مبتنی بر کاهش ریسک را بیش از پیش برجسته میسازد.
در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت، تاکید بر کاهش آسیب پذیری بخشهای اقتصادی، افزایش تاب آوری، ارتقای بهرهوری، استفاده حداکثری از ظرفیتهای داخلی و پایداری معیشت مردم، رویکردی محوری در سیاستگذاریهای کلان کشور به شمار میرود. این جهتگیریها، به طور طبیعی با الزامات مدیریت نوین گردشگری هم راستا است، چرا که گردشگری، صنعتی وابسته به ثبات، اعتماد عمومی و مشارکت فعال بخش خصوصی و جوامع محلی است.
در این چارچوب، مفهوم تاب آوری گردشگری به عنوان یکی از ارکان حکمرانی هوشمند و کارآمد مطرح میشود. تاب آوری به معنای توان نظام گردشگری برای پیشبینی بحرانها، کاهش آسیب پذیری ساختاری ساختاری، حفظ حداقل کارکردها در شرایط ناپایدار و بازیابی سریع، هدفمند و پایدار است. این رویکرد، نه تنها از منظر اقتصادی، بلکه از منظر اجتماعی و منطقهای نیز حائز اهمیت بوده و با اهداف کلان برنامه هفتم در زمینه پایداری اشتغال، تقویت اقتصاد محلی و توسعه متوازن مناطق کشور هم سویی دارد.
تحقق تابآوری در صنعت گردشگری، مستلزم مجموعهای از اقدامات هماهنگ و ساختاری است، از جمله تقویت گردشگری داخلی به عنوان پشتوانه ای پایدار در شرایط بحران، تنوع بخشی به محصولات و بازارهای هدف، توزیع متوازن زمانی و مکانی سفر، کاهش تمرکز فعالیتها و توانمندسازی جوامع محلی به عنوان ذینفعان اصلی گردشگری. این رویکردها، ضمن افزایش انعطاف صنعت، با سیاستهای عدالت محور، توسعه منطقهای و مردمیسازی اقتصاد نیز هم راستا هستند.
از منظر حکمرانی، نقش دولت در سیاست گذاری، تنظیم گری و ایجاد بسترهای نهادی، نقشی کلیدی و راهبردی است. تدوین برنامههای جامع مدیریت بحران گردشگری، ارتقای هماهنگی بین بخشی، حمایت هدفمند از فعالان این حوزه در شرایط بحرانی، تسهیل سرمایهگذاری و مدیریت حرفهای ارتباطات عمومی و رسانهای، از جمله وظایف حاکمیتی در مسیر صیانت از این صنعت به شمار میرود. در کنار آن، بخش خصوصی نیز باید با ارتقای استانداردها، آموزش نیروی انسانی، سرمایهگذاری در مدیریت ریسک و بهرهگیری از فناوریهای نوین، نقش مکمل خود را در افزایش تاب آوری ایفا کند.
در این بین، مدیریت صحیح تصویر مقصد و روایت رسانهای مسئولانه، به عنوان بخشی از حکمرانی ارتباطی، اهمیت ویژهای دارد. اطلاع رسانی دقیق، شفاف و مبتنی بر واقعیت، میتواند ضمن حفظ اعتماد عمومی، از تعمیق آثار بحرانها جلوگیری کرده و فرایند بازیابی گردشگری را تسریع کند، امری که با رویکردهای برنامه هفتم در حوزه حکمرانی هوشمند و کارآمد هم خوانی دارد.
در نهایت باید تاکید کرد که بحرانها واقعیتی اجتناب ناپذیر در جهان امروز هستند. آنچه آینده گردشگری کشور را در چارچوب برنامه هفتم پیشرفت تضمین میکند، حکمرانی تاب آور، بهرهور و منسجم است. صنعت شیشهای گردشگری برای ایفای نقش موثر خود در رشد اقتصادی و توسعه پایدار نیازمند قاب محافظ تدبیر، برنامهریزی آینده نگر و انسجام نهادی است، مسیری که تحقق آن با هم افزایی دولت، بخش خصوصی و رسانهها امکانپذیر خواهد بود.
دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران