کارگر سالاری بلای جان کارآفرینان کشور

اخیرا مرسوم شده است که برخی از کارگران ناکارآمد که شرکت ها دیگر حاضر به ادامه همکاری با آنها نیستند با ایجاد جوسازی و تجمع در اماکن مختلف اقدام به تحت فشار قرار دادن کارفرمایان برای بازگشت آنها به کار می شوند.
اخیرا مرسوم شده است که برخی از کارگران ناکارآمد که شرکت ها دیگر حاضر به ادامه همکاری با آنها نیستند با ایجاد جوسازی و تجمع در اماکن مختلف اقدام به تحت فشار قرار دادن کارفرمایان برای بازگشت آنها به کار می شوند.
به گزارش روزنو ، این شیوه نادرست که با استفاده از ضعف قانون کار ، کارگران را تشویق به اینگونه اقدامات حاشیه ای می کند موجب نارضایتی کارفرمایان و تحمیل نیروهای ناکارآمد به شرکت ها شده است به طوریکه بسیاری از افراد شایسته همچنان بیکار هستند ولی عده ای که فقط به مجموعه ضرر می رسانند با استفاده از ضعف قانونی در این زمینه و با استفاده از حربه جوسازی علیه شرکت خود را به مجموعه تحمیل می کنند.
براستی اگر نیرویی برای هر مجموعه ای کارآمد باشد و حضورش مفید باشد آیا کارفرما حاضر خواهد بود او را کنار بگذارد و نیروی دیگری را جایگزین کند ؟ برای پاسخ به این سوال مشخص است که کارفرما حاضر است حتی با پرداخت دستمزد بیشتر نیروی کارآمد خود را حفظ کند اما در مقابل حاضر است هر بهایی را هم بپردازد تا نیروی ناکارآمد را از مجموعه اش خارج کند چرا که حضور نیروی ناکارآمد در هر مجموعه ای موجب ضرر و اشاعه این ناکارآمدی به سایرین خواهد بود. به همین دلیل قانون کار باید به گونه ای باشد که کارگران ما را به سمتی سوق دهد که عملکردشان برای مجموعه کارآمد باشد که تحقق این موضوع موجب پیشرفت و افزایش بهره وری هر مجموعه ای خواهد شد.از سوی دیگر باید شرایطی برای کارفرما ایجاد شود تا مثل قانون فعلی اجازه ندهد هر نیروی ناکارآمدی با توسل به روش های غیر قانونی اقدام به حاشیه سازی برای کارفرمایان نماید.
در همین زمینه اخیرا ۷ نفر از افرادی که تا خرداد ۹۵جزو کارگران شرکت پیمانکاری جم صنعت کاران بودند با ایجاد جوسازی ، تجمع و نصب بنر روبروی مجلس ادعا نمودند که جزو پرسنل پتروشیمی جم هستند که اخراج شده اند اما با بررسی های دقیق تر خبرنگار ما ادعای این ۷ نفر که توسط ۲ نفر هدایت می شوند نادرست است.
براساس گفته مسوولان این شرکت این افراد هرگز و در هیچ زمانی از کارکنان شرکت پتروشیمی جم نبوده اند و با ایجاد جوسازی در مورد اخراج از شرکت موجب تهمت بزرگی به یکی از بزرگترین مجموعه های صنعتی کشور شدند و توانستند با همراهی چند رسانه داخلی که بدون بررسی مستندات قانونی اقدام به انتشار اینگونه اخبار می کنند خوراک مناسبی برای رسانه های ضدانقلاب که همواره دنبال سواستفاده از چنین فضایی در داخل کشور هستند فراهم کنند.
به گفته مسوولان این شرکت بر اساس نامه محرمانه رئیس سازمان منطقه ویژه پارس جنوبی عده ای از کارگران نامه اداره اشتغال منطقه ویژه را جعل کرده و این سازمان تاکید به برخورد جدی با این افراد داشته، بر اساس مقررات سازمان منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی افراد برای کار در منطقه ویژه می بایست مجوز اداره اشتغال را دریافت کنند اما عده ای این مجوز را با پرداخت پول به یک واسطه جعل نموده و مشغول به کار در شرکت جم صنعت کاران شدند. اداره اشتغال منطقه ویژه برای مشاغل عمومی و غیر تخصصی تاکید دارد که از نیروهای بومی همان منطقه استفاده شود و بیشتر تمایل دارد مجوزهای اشتغال برای مشاغل غیر تخصصی به این سمت گرایش پیدا کند لذا رویه سازمان منطقه ویژه پارس جنوبی این است که مردم منطقه برای مشاغل غیر تخصصی در اولویت باشند. با این حال از ارائه مجوز به افراد غیر بومی ممانعت می کند و برخی هم که اصرار دارند مجوز را دریافت کنند با پرداخت پول به جاعلین مجوز تقلبی دریافت می کنند که اکنون بعد از بررسی های بیشتر توسط منطقه ویژه افرادیکه مجوزهای جعلی دریافت کرده بودند شناسایی شدند و از فعالیت آنها در عسلویه ممانعت بعمل آمده است.
از سوی دیگر لازم به ذکر است که هیچ کارفرمایی نیروی متخصص کاردان را اخراج نمی کند و حتی اگر چنین نیرویی بد اخلاق باشد باز هم او را حفظ می کند شرکتها نیروهای متخصص را می ربایند و اینگونه افراد هرگز بیکار نمی مانند اما افراد بی تخصص که صرفا می خواهند از شرکت بهره ببرند و شرکتها در واقع نیازی به آنها ندارد و همگی با رابطه استخدام شده اند این افراد به هر روشی می خواهند خود را به شرکتها تحمیل کنند و از روش هایی چون نامه پراکنی, تهیه شب نامه, تحصن و دروغ و افترا استفاده می کنند و متاسفانه برخی افراد صاحب قدرت عوام فریب از ایشان حمایت می کنند.
حال سئوال این است با این شرایط حاکم بر حوزه کارگری کشور سرمایه گذار بخش خصوصی چگونه به خود انگیزه می دهد در این کشور سرمایه گذاری ثابت اشتغال زا انجام دهد سرمایه و دارایی خود را صرف ایجاد کارخانه کند و هزاران ریسک را بپذیرد و نهایتا کارگران بر کارفرما حاکم شوند و اگر کارفرما روزی چند نفر از این افراد را نیاز نداشت با حاشیه سازی برای شرکت مشکل ایجاد کنند. براستی در کدام کشور توسعه یافته چنین شرایطی وجود دارد کارگر سالاری ناشی از قوانین ضد کار و ضد اشتغال و توسعه کشور ماست قانون کار کارفرما را تحت فشار قرار می دهد و اگر چنین شرایطی کارآفرین نباشد اشتغال هم نیست اما همین کارآفرینی که از نهادهای مختلف برای انجام امور جاریه و اداره شرکت تحت فشار است اجازه ندارد نیرویی را که ناکارآمد و مورد نیازش نیست بکار نگیرد. برخی نمایندگان مجلس نیز برای بدست آوردن دل این افراد همواره سعی نموده اند خود را حامی کارگر جلوه دهند و از این نمد برای خود کلاهی بدوزند. با پوپولیسم و عوام فریبی نمی توان قانون کار محکم و قابل اجرا برای کارآفرین تدوین نمود و اگر کارآفرین نباشد بیکاری روز به روز در کشور بیشتر خواهد شد. حال عوام فریبان به دنبال منافع زودگذر خود هستند کدام یک را انتخاب می کنند تصویب قوانین برای جذب کارآفرینان و ایجاد کار برای بیکاران یا تاکید بر توزیع فقر و بیکاری و فرو رفتن مردم و کشور در باتلاق خفه کننده بیکاری؟

اشتراک گذاری این مطلب در :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اشتراک گذاری این مطلب در :